موسسه پژوهشی دانشوران > اخبار > تاوان سنگین تخریب از درون؛ ابراهیم نیکدل
اخبار , یادداشتها

تاوان سنگین تخریب از درون؛ ابراهیم نیکدل

تاوان سنگین تخریب از درون؛ ابراهیم نیکدل
37 بازدید
1404-12-26 محمد هادی میهن دوست

تاوان سنگین تخریب از درون
حجت الاسلام ابراهیم نکیدل؛ پژوهشگر گروه فلسفه فقه و اصول موسسه پژوهشی دانشوران

آیا تخریب انسجام داخلی و تضعیف اقتدار جامعه قابل اغماض است؟ در منطق قرآن و روایات، پاسخ به این پرسش با هشدارهایی تکان‌دهنده همراه است. متون دینی ما با نگاهی دقیق به مناسبات قدرت و اجتماع، تأکید می‌کنند که هرگونه گفتار، رفتار یا سکوتی که به تضعیف جبهه‌ خودی و شکستن اتحاد جمعی بینجامد، نه یک خطای ساده و گذرا، بلکه آسیبی با تبعات سنگین و غیرقابل ‌بخشش است. در این یادداشت، با بررسی کوتاه اما عمیق ادله‌ قرآنی و روایی، به تحلیل این مسئله و تاوان سنگین تخریب از درون پرداخته خواهد شد.

یکی از حساس‌ترین و خطیرترین سرفصل‌ها در فقه و اخلاق اسلامی، مسئله‌ «حفظ انسجام درونی میان مؤمنین» و پرهیزِ مطلق از هرگونه گفتار و رفتاری است که به تضعیف، تحقیر یا گسست این جبهه (جبهه خودی) بینجامد. «وجوب حفظ این انسجام» یا «حرمت خدشه وارد کردن به آن» یکی از مسلمات فقهی است که هیچ‌گونه خللی در آن راه ندارد.
این اصل راهبردی، به‌ویژه در زمانه جنگ میان خودی‌ها با مشرکین و منافقین، اهمیتی مضاعف و حیاتی می‌یابد؛ تا جایی که خداوند متعال در قرآن کریم به‌طور صریح از هر گونه تنش و اختلاف داخلی که زمینه‌ساز این تضعیف باشد، نهی نموده است:
« يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَ اذْكُرُواْ اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكم وَ اصْبرُِواْ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِِين» (انفال: 45 و 46)
«ای اهل ایمان، هنگامی که با گروهی( از مشرکان و کافران) برخورد کردید (میان شما جنگی درگرفت)، ایستادگی نمایید و خدا را بسیار یاد کنید تا پیروز شوید. و از خدا و پیامبرش فرمان برید، و با یکدیگر نزاع و اختلاف نکنید که سست و بد دل می‌شوید و قدرت و شوکتتان از میان می‌رود؛ و شکیبایی ورزید؛ زیرا خدا با شکیبایان است».
بر اساس این آیه شریفه، حفظ قدرت، شوکت و هیبت جامعه ایمانی واجب است؛ از این رو اجتناب از ارتکاب هر اقدامی که موجب فروپاشی این اقتدار شود(همانند نزاع و اختلاف داخلی که در آیه شریفه به عنوان یک نمونه بارز بیان شده است)، لازم است.
در همین راستا، روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با لحنی بسیار قاطع و هشداردهنده وارد شده و ابعاد پنهان و ویرانگر تضعیف جبهه‌ مؤمنین را تبیین کرده‌اند. بازخوانی این روایات نشان می‌دهد که این مسئله بسیار فراتر از یک خطای اخلاقی ساده یا لغزش رفتاری است. در ادامه، بخش‌هایی از این روایات در قالب مضامین خاص اشاره می‌شوند:

مضمون نخست: تضعیف مؤمنین؛ خروج از ولایت الهی
مفاد نخست برخی روایات، پرده از حقیقتی هولناک برمی‌دارند؛ حقیقتی که آسیب رساندن به جبهه خودی و تضعیف مؤمنان را از ردیف «گناهان متعارف» خارج کرده و آن را در قامت یک «بحران اعتقادی» و «خروج از دایره ولایت و سرپرستی الهی» معرفی می‌کند. امام صادق (علیه‌السلام) در کلامی تکان‌دهنده در این‌باره می‌فرمایند:
«بی‌گمان خداوند متعال، شالوده‌ مؤمنان را از نور عظمت و جلالتِ بزرگواری خود سرشته است. از این رو، هر که بر آنان خرده‌گیری کند و طعنه زند، یا کلامشان را تخطئه نماید(یعنی هر کس به مؤمنین به جهت مؤمن بودنشان خرده بگیرد یا کلامشان را رد کند)، بی‌گمان خدا را بر عرشِ کبریایی‌اش تخطئه کرده است. این فرد از حریم ولایتِ الهی بریده شده و [عمل او] چیزی جز تجلیِ شرکِ شیطانی نیست». (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص 238)
تحلیل محتوایی این روایت نشان می‌دهد که اگرچه در کلام امام (علیه‌السلام) به مصادیقی چون «خرده‌گیری» و «تخطئه» اشاره شده، اما بدیهی است که این موارد تنها نمونه‌هایی از رفتار تضعیف‌کننده هستند و روح حاکم بر این روایت، نهی مطلق از «خوار کردن و شکستن اقتدار مؤمنین» است.
بنابراین، هر کنش فردی، اجتماعی یا سیاسی که به تحقیر و خواری جبهه مؤمنان منجر شود، حرام قطعی است؛ حتی اگر شرایط عادی باشد و جبهه باطلی در برابر مؤمنین صف‌آرایی نکرده باشد. حال با یک استنتاج منطقی می‌توان دریافت که در وضعیت جنگی و هنگامه‌ تقابل تمام‌عیارِ جبهه حق با مشرکان و منافقان، قبح، زشتی و تاوان این عملِ تضعیف‌کننده تا چه حد سنگین‌تر و فاجعه‌بارتر خواهد بود.

مضمون دوم: جنگ خداوند با تضعیف‌کننده
در دسته‌ای دیگر از احادیث، تضعیف‌کننده‌ جبهه خودی، فراتر از یک فرد خطاکار یا غافل، بلکه در قامت «محارب با خدا» معرفی می‌شود. امام صادق (علیه‌السلام) در روایتی هشداردهنده یک حدیث قدسی از قول خداوند عزّوجلّ نقل می‌فرمایند:
«آن‌ که بنده‌ مؤمنِ مرا به خواری و ذلت بکشاند، بی‌گمان نامه‌ اعلان جنگ با مرا دریافت کرده است؛ و آن‌ که بنده‌ مؤمنم را تکریم و احترام کند، در حریمِ امنِ الهی از خشم من مصون خواهد ماند».(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 238)
هرگونه گفتار، یادداشت، موضع‌گیری رسانه‌ای و کنشی که موجب ایجاد ناامیدی، تفرقه، از بین رفتن اعتماد به نفسِ جبهه خودی، و گسست اتحاد مؤمنین منجر شود، مصداق بارزِ این گناه بزرگ است. در این میان، نکته‌ ظریف آن است که حتی «نقد درون‌گفتمانی» ــ که در جای خود موتور محرکِ اصلاح و تعالی است ــ اگر در زمان و بسترِ نامناسب، با ادبیاتی گزنده و در ملأعام مطرح شود، به‌گونه‌ای که به «خوراک رسانه‌ای جبهه باطل» تبدیل شده و اقتدار جبهه حق را بشکند، دیگر نقد نیست؛ بلکه مستقیماً در زمره‌ مصادیقِ «خوار کردن بنده مؤمن» قرار می‌گیرد.
بنابراین بر یکایک مؤمنان و فعالان عرصه‌های مختلف لازم است که با دقت در اعمال، گفتار و نوشتار خود، مصادیق این کار را تشخیص داده و از آن اجتناب کنند.
تحلیل این مضمون عمیق نشان می‌دهد که خوار کردن مؤمنین و تضعیف جبهه حق، چنان گناه شنیع و نابخشودنی است که خداوند متعال شخصاً و به‌طور مستقیم، فرماندهی جنگ علیه فرد تضعیف‌کننده را بر عهده می‌گیرد. در این کارزار، هیچ قدرت و پناهگاهی نمی‌تواند فرد را از غضب الهی مصون بدارد.

مضمون سوم: خذلان الهی در دنیا و آخرت؛ مکافات رها کردن مؤمنین
بخش دیگری از معارف اهل بیت (علیهم‌السلام) بر این حقیقت تأکید دارند که یاری رساندن به مؤمنین در هنگامه نیاز، یک فریضه قطعی و واجب است و ترک این فریضه، پیامدی جز محرومیت از یاری خداوند در دو جهان نخواهد داشت؛ مجازاتی که در ادبیات دینی از آن به عنوان «خذلان» یاد می‌شود. امام صادق (علیه‌السلام) در مقام تبیین مکافات بی‌تفاوتی نسبت به مؤمنین و یاری نرساندن به آن‌ها در صورت نیاز می‌فرمایند:
«هر مؤمنی که برادر ایمانی خویش را رها کند و از نصرت او دریغ ورزد ــ در حالی که قدرت و امکان یاری‌اش را دارد ــ خداوند او را در دنیا و آخرت، بی‌پناه و مخذول رها خواهد کرد».(ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 238)
پیام روشن و هشداردهنده این روایت آن است که کیفر تنها گذاشتن مؤمنین، تنها به دادگاه قیامت موکول نمی‌شود؛ بلکه این یک سنت قطعی الهی است که خداوند حمایت، آبرو، توفیق و سپرِ حفاظتیِ خود را از چنین فردی برمی‌دارد و او را در کوران حوادث و هجمه دشمنان، بی‌پناه و ذلیل رها می‌کند. در واقع، کسی که از نصرت جبهه مؤمنین دریغ ورزد و با سکوت یا انفعال خود موجب تضعیف آن شود، پیش از عذاب اخروی، در همین دنیا تاوانِ سنگین، راهبردی و اجتماعی عمل خود را پس خواهد داد.

مضمون چهارم: گریز از یاری حق، سقوط در اردوگاه باطل
اوج تحلیل جامعه‌شناختی ائمه (علیهم‌السلام) از مناسبات قدرت، در روایاتی تجلی یافته است که نشان می‌دهد گریز از یاری جامعه ایمانی، مساوی با «استراحت و بی‌طرفی» نیست، بلکه تاوان عدم یاری رساندن به مؤمنین، «خدمت به دشمن خدا» خواهد بود که مستوجب عقوبت و مجازات است.
به تعبیر دیگر، این دسته از روایات نشان می‌دهند که شانه خالی کردن از بارِ یاریِ مؤمنین، به معنای رسیدن به حاشیه امن و استراحت نیست ؛ بلکه نیرو و توان شخص، در مسیر تقویت دشمنان خدا به کار گرفته خواهد شد. امام صادق (علیه‌السلام) در این زمینه می‌فرمایند:
«هر کس از پیروانِ ما که برادرِ ایمانی‌اش به او پناه آورد و برای گره‌گشایی از کارش از او استمداد جوید، اما وی با وجودِ داشتنِ توان و امکانات از یاریِ او روی برتابد، بی‌گمان خداوند او را به این ذلت گرفتار خواهد ساخت که خادمِ اهداف و برآورنده‌ نیازهای یکی از دشمنانِ ما گردد؛ تا بدان سبب، در روز رستاخیز او را به عذابی سخت دُچار سازد».( المحاسن. ج 1، ص 99)
بر اساس تحلیل راهبردی این روایت، انرژی، اعتبار، آبرو و ثروتِ انسان مؤمن در هنگامه استمداد مؤمنین، اگر در خدمت تقویت و یاری برادران ایمانی قرار نگیرد، در صندوقچه باقی نمی‌ماند؛ بلکه بر اساس یک سنت وضعی الهی، چرخه‌ روزگار به گونه‌ای می‌چرخد که همان فرد مجبور می‌شود همان ظرفیت‌ها را در سبد دشمن اهل‌بیت (جبهه باطل) هزینه کند.
تجلی عینی و مصداق بارزِ این گروه از روایات را می‌توان در تحولات جنگ حاضر در جهان اسلام مشاهده کرد؛ جایی که برخی از مدعیان مسلمانی با روی‌گردانی از یاری جبهه حق، عملاً توان، ثروت و شریان‌های اقتصادی خود را در خدمت ماشین جنگی جبهه باطل قرار داده‌اند و ذلت خدمت به دشمن را به جان خریده‌اند.
در حقیقت، پیام نهایی این روایت «نفی مطلقِ بی‌طرفی» است. بسیاری از افراد هنگام تضعیف جبهه خودی یا سکوت در برابر نیازِ هم‌سنگران، گمان می‌کنند در یک «وضعیت خنثی» ایستاده‌اند. اما در منطقِ نبردِ حق و باطل، خاکریزی به نام «بی‌طرفی» وجود ندارد؛ کسی که از هزینه دادن برای مؤمنین طفره برود، ناگزیر به «عمله‌ جبهه باطل» تبدیل خواهد شد.

نتیجه نهایی
با تأمل در ادله‌ متقنِ قرآنی و روایی (و ده‌ها دلیل ناگفته‌ دیگر در این مجال)، جای هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای باقی نمی‌ماند که «حرمت قطعی تضعیف مؤمنین» ــ به‌ویژه در زمانه‌ تقابلِ تمام‌عیارِ نرم و سخت با دشمنان ــ یک اصلِ خدشه‌ناپذیر فقهی و راهبردی است. اما آنچه در این میدان غبارآلود بیش از هر چیز نیازمند «تیزبینی» است، شناخت دقیق «مصادیق تضعیف» است.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

با استفاده از روش های زیر می توانید این مطلب را با دوستانتان به اشتراک بگذارید .